الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

355

علل الشرايع ( فارسي )

حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رضى الله عنه مىگويد : على بن حسين سعدآبادى ، از احمد بن ابى عبد الله برقى ، از پدرش ، از محمّد بن ابى عمير ، از كسى كه ذكرش نموده از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : خداوند عزّ و جلّ موجودى را مبغوضتر از احمق نيافريده زيرا محبوبترين اشياء كه عقل باشد را از او گرفته است . حديث ( 2 ) پدرم رضى الله عنه مىفرمايد : سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از ابن فضّال از حسن بن جهم « 1 » نقل كرده كه وى گفت : از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم كه فرمود : دوست هر كس عقلش بوده و دشمنش جهلش مىباشد . باب هشتاد و نهم سرّ اين كه موى در كف دست نبوده ولى در پشت دست مىرويد حديث ( 1 ) على بن احمد بن محمّد رضى الله عنه مىگويد : محمّد بن ابى عبد الله كوفى از محمّد بن اسماعيل برمكى ، از على بن عبّاس ، از عمر بن عبد العزيز از هشام بن حكم نقل كرده كه وى گفت : از حضرت امام صادق عليه السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم : سبب چيست كه در كف دست مو نمىرويد ولى پشت دست مو دارد ؟ حضرت فرمودند : دو سبب دارد : « 2 » الف : مردم مىدانند زمينى كه زير پا لگدمال شده و زياد بر آن راه مىروند در آن چيزى نمىرويد « 3 » ب : كف دست از اعضايى است كه زياد با اشياء ملاقات مىكند از اين رو حقّ تعالى آن را اين طور قرار داده كه مو بر آن نرويد تا نرمى و خشونت اشياء درك شود و بدين ترتيب مانعى از حسّ كردن كيفيّات اجسام در بين نباشد و اساسا بقاء مخلوقات بر همين بوده و هست .

--> « 1 » - حسن بن جهم بن بكير بن اعين ابو محمّد شيبانى ثقه است و از حضرت امام موسى الكاظم و ثامن الحج عليهما السّلام روايت كرده است . « 2 » - دو سببى كه ذكر شده ، علَّت و سبب براى خالى بودن كف دست از مو است نه روييدن آن در پشت دست . « 3 » - كنايه است از اين كه كف دست نيز مانند زمينى است كه در اثر اصطكاك زياد با اشياء در آن چيزى نمىرويد .